العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
359
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
از اينكه حمد و ثناى خداى را بجاى آورد گفت : شما خاندانى هستيد كه خدا شما را به فضيلت اختصاص داده و شما را بوسيلهء مقام نبوت شرافت داده و حق شما را بر اين امت بزرگ نموده است . شما دچار مصيبت حسين عليه السلام شدهايد كه عموم مسلمانان هم شدهاند . مختار نزد ما آمده و گمان مىكند از طرف شما آمده است . وى ما را طبق دستور كتاب خدا و سنت رسول او و خونخواهى خون اهل بيت دعوت كرده است . ما هم با اين شروط با وى بيعت كردهايم . اكنون اگر تو ما را دستور دهى از او بيعت كنيم مىپذيريم و اگر ما را نهى ميكنى از او دورى و اجتناب خواهيم نمود . موقعى كه محمّد بن حنفيه سخن عبد الرحمن و ديگران را شنيد سپاس خداى را بجاى آورد و درود بر حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرستاد و فرمود : آنچه را كه راجع به فضيلت ما خاندان گفتيد فضل و فضيلت از خدا است كه به هر كسى بخواهد عطا مىكند . خدا صاحب فضل بزرگى است و مصيبتى كه از طرف حسين دچار ما شد در قرآن حكيم است . راجع بخونخواهى ما برخيزيد تا نزد امام من و شما يعنى حضرت على بن الحسين عليه السلام برويم . هنگامى كه بحضور حضرت سجاد مشرف شدند و محمّد جريان آنان را براى آن بزرگوار شرح داد حضرت امام زين العابدين فرمود : اى عمو ! اگر يك غلام زنگى براى ما خاندان اعمال تعصب كند بر مردم واجب است او را تقويت نمايند . من تو را صاحب اختيار قرار دادم . هر عملى كه ميخواهى انجام بده . وقتى آن گروه سخن حضرت سجاد را شنيدند ميگفتند : زين العابدين و محمّد بن حنفيه بما اجازه دادند . مختار از رفتن آن گروه نزد محمّد بن حنفيه مستحضر بود . او در نظر داشت قبل از اينكه آنان از نزد محمّد مراجعت نمايند گروه شيعيان نهضتى كنند . وقتى منظور او عملى شد ميگفت : گروهى از شما دچار حيرت و ترديد شدند . اگر آنان بروند و به مقصود برسند ميايند و توبه ميكنند و اگر به صورت خود در افتادند و اعتراض كردند دچار خسران و نااميدى خواهند شد .